السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
809
تعليقات نقض ( فارسى )
او جمن خونشان باهت شمشير * وز بتنگى دريم اسبر بونده * * * اژان رووا كه بوّ رويم مانم * نه اج خويشان نه اج بييانه آنم كى نواكزباين بييانه بومان * داله زيونده مانم يا نمانم اقتدار و نفوذ خاندان علويان در همدان چندان بوده كه راوندى در ديباچهء كتاب خود بدينسان بيان مىكند : « هر اميرى جهانگير بود ، و در هر شهرى مقتدائى و پيشوائى از علماء بود ، و رئيسان قاهر در عيون شهرها حاكم چنانك در دار الملك همدان خاندان علويان و دودمان سادات كه تا قيامت بماناد » نگارنده گويد : طالب همهء بيانات مرحوم ملك الشعراى بهار به « مجلّهء آموزش و پرورش ، شمارهء 2 ، سال نهم » رجوع كند زيرا اين مقام گنجايش ذكر همهء آنها را ندارد . « امّا اينكه مصنّف ( ره ) گفته ( ص 223 - 224 ) : « خاندان سيّد نقيب جمال الدين شرفشاه الحسينى بآوه ، و سيّد طباطبا الحسنى باصفهان با علم و منزلت و هو صاحب شعر رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - و سيّد قوام الشرف الحسينى باصفهان با درجت تمام و حرمت عظيم » . ترجمهء هيچيك از اين سه تن سيّد نامبرده بدست نيامد . امّا اينكه گفته : « آنگه خاندان سيّد زكى برى و بقم و بكاشان ، و حرمت جاه و رفعت او در مال و نعمت و فضل و نسب ، و پسرش سيّد أجل المرتضى ذو الفخرين أبو الحسن على بن المطّهر بن على - رضى اللّه عنه ( تا آخر ) . مراد از لفظ « زكى » لقب است كه مشعر بمدح مىباشد و مقصود همان سيّد بزرگوار است كه در كتب نسب و رجال و شرح حال و غير آنها كاملا معرفى شده است . ابن عنبه ( ره ) در عمدة الطالب ضمن ذكر عقب عبد اللّه با هر پسر امام زين العابدين علىّ بن الحسين - عليه السلام - گفته : ( ص 243 چاپ هند ) : « من ولد محمّد بن اسماعيل بن الارقط أحمد الرخ بن محمّد بن اسماعيل له عقب